سلام
مدت کوتاهی است که با فضای وبلاگ و وبگردی آشنا شده ام هیچ تخصصی هم در رایانه ندارم کلاسهای اجباری رایانه هم که میروم دوسه جلسه اول را درست و حسابی شروع میکنم بعد امتحانکی و فراموشی ......
این وبلاگ را هم برای راه انداختنش دو سه ساعتی وقت گذاشتم اما در همین مدت ام حد اقل روزی یک تا دو ساعت وقتم را خواندن مطالب وبلاگها میگیرد
خواندن این همه حرف را که مردم به امیدن شنیدنش در وبلاگهای خود میگذارند و از شیر مرغ تا احوالات دلداگی و اعتراض به رنگ روپوش مدرسه تا داد و بیداد های بی زبانی برای شوهر یابی و اعتراض به وضع زمانه ای که در طول تاریخ هیچ وقت به مراد دل جوانان ( حد اقل بخشی از آنها ) نبوده
٬ عجب لذتی دارد٬
درست به اندازه همان لذتی که من در پی جستن سوال از خدا برای دانستن علت خلقت این همه آدم با این همه تفاوت(هر کدام با یک دنیائی به وسعت یک دنیا ) در پیاده رو های شلوغ میبرم ٬ خصو صا هر وقت تهران میایم و حد اقل از چندروزی که آن جا هستم حتما یکبار مسیر رفت و برگشت میدان انقلاب تا اولین چها راه دانشگاه را فقط برای دیدن آدمها و البته این همه کتاب بالا و پائین میروم
عجیب ملت با حالی هستیم این همه حرف داریم و نمیزنیم
و البته زیباترین این وبلاگها دل نوشته هائی است از جنس تنهائی آدمها که در پس کلماتش میتوان پرده های اشک رادید که به حال انسانیت ٬ آماده سریدن بر گو نه هاست و وبلاگ عکاسان اهل دل که در بند بندند بر دلهای بند بند
و مزخرف ترینشان سیاسیونی که فریادشان در اجتماع خریدن ندارد و به مثل روسپیان به دنبال
مشتریانی از جنس خود
والبته عجیب لذتی دارد بازدید از سایت آوینی .......
فقط آنهائی میفهمند که امیر کبیر را با آرزوهای کبیرش فهمیده اند البته من خودم هنوز امیر کبیر رانفهمیده ام فقط نمیدانم چه حسی داد میزند که دل نوشته های آوینی ترجمان سوز دل امیر کبیر برای ایران است وبس . . . . ..
ترجمان این زمانی و این زبانی مناجات امیر دلهای تاابد فقیر .. که انت المولی و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولی و.....
+ نوشته شده توسط محمد حسن نجفی در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت
1:27 |