سلام
مدتی پیش کتابی از آیت ا.. معرفت به دستم رسید و خواندم
بعد از اتمام کتاب تاسف خوردم که چگونه است این سالها که مردان بزرگی چون او که صاحب اندیشه های سترگند در گوشه های ناشناسی به فراموشی میروند البته از قراری در بین دانشجویان مرتبط با علوم دینی و حوزه ها ایشان شخصیت سر شناسی است اما در مقایسه با چهره هائی که در عین بزرگ بودن حتی رقیب علمی ایشان نیستند ٬٬چه رسد به همطرازی ٬٬ و این چنین از رسانه ها معرفی میشوند شناخته شده نيست . روزگاری که حاکمیت جور بود ولي جوانان در پی اندیشه های ناب ٬ امثال آقای مطهری و بهشتی و حتی شریعتی نام آشنای هر محفل علمی و مردمی بو و نام ایشان تا دبیرستان و بازار هم نفوذ کرده بود و هم اکنون که باید هنگامه ظهور اندیشه های ماندنی باشد ٬ امثال ایشان ناشناس
مطلبی خواندم در باب تحریفات صدر اسلام ٬ ایشان ذکر نموده بود داستانی در بین عوام و خیلی مطلعین از تاریخ اسلام رواج دارد که هنگام رحلت نبی مکرم اسلام ایشان برای جلب رضایت آنهائی که شاید از ایشان حقی بر گردن رسول اکرم باشد در شدت بیماری به مسجد رفتند و آنگاه که پیرمردی تقاضای قصاص به واسطه فرود آمدن چوب هنگام سوار کاری پیامبر بر بدن خود نمود پیامبر پذیرفت و باقی ماجرا که میدانید اما تحریف ٬ نامی که از آن مسلمان در تاریخ آمده به واسطه نقلهای نادرست و غیر قابل استناد اصلا وجود خارجی ندارد ۲- این عمل در اسلام (بر اساس نظر فقهی آقای معرفت ) مشمول اجرای حد نمیشود و پیامبر به دلیل اینکه عمل به این رفتار بعدا سنت خواهد شد حتما آنرا عمل نکرده است ۳- اینرا خودم میگویم : به ما یاد داده اند که ایشان بر استر خود چوب و تازیانه نمیزد حال چگونه است که این عمل حتی در بین مردمی که به استقبال آمده اند اتفاق افتاده است بماند
قصه ای دیگر : از ایشان و از مقاله ای تحلیلی از مرکز مطالعات حوزه خواندم که امی بودن پیامبر به معنای بیسوادی ایشان نیست ٬ به این دلیل که داشتن سواد خواندن و نوشتن کمالی است که نداشتن آن نقصی برای پیامبر است که نمیتواند در ساحت کمال نبوی نقصی راه داشته باشد ایشان به خواندن و نوشتن معروف نبوده یعنی ایشان کتاب و کتابت نداشته نه اینکه نتواند بخواند و بنویسد
دارم به همه دانسته های خود شک میکنم
+ نوشته شده توسط محمد حسن نجفی در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت
8:20 |