
سلام
هلال شعبان کم کم رخ مینماید و مولود رجب با او منتظر رمضان است
درود خدا بر تو که مظهر صفات خدائی ، مانده ام که خدا از چه رو تو را مهمان فرش نمود ؟ عرش هم لیاقت حضور تو را نداشت ! ای مهربان کوچه های مدینه ! مگر خدا را چه نیازی است که فخر خود به عالمیان با حضور تو در میانشان بفروشد آدمیان را چه به آنکه لیاقت دیدار تو را داشته باشند ؟ اما نه ! وقتی قرار است دوش فرشتگان مقرب خدا نیز توان کشیدن امانت او را نداشته باشد . علی تبلور اراده خداوند برای این حقیقت خلقت است تا فرشتگان سر از شرم برای سئوال از چرائی سجده بر آدم به زیر اندازند
امام خوبیها روایت روشن صفات خداوندی به ودیعه در بشر است و انسان کاملی است که هر کسی جرعه ای به فراخور خود از این بحر بی انتها میگیرد و دریا را چه زیان ازاینکه کرامت خویش را به ایشان ارزانی دارد و چه بد فهمیدنی است که خیالی بگذرد از خاطری که جرعه نوشی از این باده او را به حقیقت علی رسانده باشد به راستی چگونه است که هر کس از گمان خود به علی اقتدا نموده و علی هیچ کدام از این باورها نیست و همه نیز هست ؟
دلایلی دارد
نقص آدمی نا خود آگاه او را برای کسب کمالات به الگوئی رهنمون میکند که در هر گروه و طایفه ای اکمل است جالب است که طریقتها و مسلکها هر کدام بی غرض به علی رسیده اند و علی مرادشان گشته حتی اگر به دین او در نیامده باشند
نقص های بشر در همیشه تاریخ نیازمند اسطوره و قهرمانانی است که با ایجاد روان مثبت و نگاه سازنده بالندگی را به او بخشیده است بر خلاف عده ای که قالب اسطوره را آمال دست نیافتنی بشر میدانند و از این رو حریم امامت را بری از آن میدانند علی اسطوره مجسم تاریخ بشر است در شجاعت و توان و حلم و اخلاق نیکو که بشر از سر ناچاری گاه برای هر کدامشان الهه ای ساخته است از این رو که تصور تحقق این همه را در انسان ممکن ندانسته و هم اکنون نیز بر همین باور صفات متصل به علی را ساخته میداند نه حقیقت
اما صفات علی برای آنانکه او را به واقع شناخته اند مظهر صفات خداست به هر دینی که باشی ! شاید از این روست که اهل سنت نبوی نیز نتوانسته اند از علی بگذرند و برای طهارت ایمانشان او را نیز به جمع خلفای خود افزوده اند چرا که او فصل الخطاب است واین را همگان میدانند
اما چرا از این همه صفات و کمالات عدالت علی بیرق و نماد پیروی از طریق علوی است ؟ یه نظر این سئوال بیش از یک پاسخ ندارد و آن حقیقت همیشگی تاریخ بشر در ظلمها وبی عدالتیها ست مگر جز این است که اجتماع مطیق یعنی اجتماع دور از عدالت ؟ میگویند طبقات بر مبنای استحقااق افراد است ونه بر مبنای توزیع نا عادلانه نعمتها ؟ چه حرف رذلی ! مگر خدای عالمیان آدمی را به رقابت برای حیات خلق میکند ؟ اینکه فرقی ندارد با جناب شیر و گورخر ! پس چیست این همه آیه تکریم و انفاق و توصیه به انسانیت ..... مگر جز ان است که آدم ناسپاس را به سبب این همه نعمت که به او ارزانی داشته فقط به بندگی خویش فرا خوانده است !: کجای این همه ظلم در میان بشریت خو.است خداوندگار است . به نظر میرسد این جنبه از نگاه به مولای همیشه تاریخ نه از روی شدت عدل او ( که به غلط حتی بر منابر دادش را میزند ) بلکه بیشتر به واسطه نیاز به این قطعه فراموش شده زندگی بشر است
همین بس که چله نشینان کنج عبادت به خانقاه معترف به قلت عبادت به قیاس اویند و پهلوانان سینه ستبر مانده اند حیران به این همه رشادت و افتادگی و البته همه بالندگان به صفتی از صفات انسانی مانده ان که در مقابل این همه کمال چه بگویند پس عده ای به انکارش و عده ای به تعبدش نشسته اند
مظلومیت فقط یک جا جلوه دارد و البته آنجا نیز این وازه دست ساز بشر مفهومی ندارد ، اینکه که حرف تو را نفهمند و در خردی خود را بزرگ بدانند و همتراز تو و تو برای آ خرت ایشان خواب نداشته باشی ، به ظلم وا سطه فیض نورانی خدا را از تو بگیرند و و تو بر ایشان آرزوی رحمت و هدایت کنی
+ نوشته شده توسط محمد حسن نجفی در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت
23:56 |