پسر باور کن راست میگم
یه میله رو گرفته بود مثلا داره هارتل میزنه
هی میگه من موجیم من موجیم
پای صحبت گلاب همیشه خنده بود و نشاط وقتی تعریف میکرد شیطنت از سر و رویش میبارید معلوم بود برای اون بیچاره کلی نقشه ریخته تا اذیتش کنه
اما گلاب بود و مهریان با سبیلهائی که از وقتی در آمده بود نزده بود تا بگوید رگه هائی از مردی را بیش از دیگران دارد هرچند کل سبیلش به اندازه ای نبود که لبهایش را هم بپوشاند بنای اذیت کردن رابرای اون بچه ساده گذاشته بود و کار ما شده بود خراب کردن نقشه هایش . با کلی ترفند اما آخرش خسته شد و پشیمان
و البته بعدش کلی اهل رفاقت با رفیق ساده دل گردان ما
راستی ! رفیق ساده دل ُدر جبهه میخواهی چکاره شوی
-مجروح
خود را لایق شهادت نمیدانست اما به سادگی آب روان در اولین اعزام ، جاری شد به پای شهادت و در کربلای پنج پر کشید
چرا خدا آنهائی را به میهمانی شهادت میبرد که در دل خود هیچ کینه ای ندارند ؟
